برچسب: نویسنده: دانیال امینی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 1:13
برچسب: نویسنده: دانیال امینی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 15:57
امروز خوشحال بودم و هستم. نتیجه دکترا آمد. خوب بود. نمی دانم بعد چه اتفاقی بیوفتد اما امروز خوشحال بودم. همین که انگیزه ای برای درس خواندن داشتم و خواندم عالی بود.
یک کتاب هیجان انگیز خواندم. بعد هم اینکه حالا قرار است بنویسم.
برچسب: نویسنده: دانیال امینی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 15:57
دوست تازه ای پیدا شد. حرف زدیم. به سفر چند روزه ای فکر کردم. شرایط سفری که احتیاج به پول داشته باشد نیست. دیروز بی خود دلم گرفت. خواهر غر زد و باز احساس بدبختی کرد. غمگین شدم.
امروز روز تازه ای است. هر فکری که بوده تمام شده. باید از چیزهای کوچک زندگی لذت ببرم.
برچسب: نویسنده: دانیال امینی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 15:57
برچسب: نویسنده: دانیال امینی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 15:57
برچسب: نویسنده: دانیال امینی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 15:57
برچسب: نویسنده: دانیال امینی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 15:57
نشد که در اداره چیز خاصی بخوانم. چیزی که نوشته بودم از نظر خودم عالی بود. دیشب هم برای دوست خواندم گفت خوب است. بعدازظهر کلاس رفتم نوشته را به استاد دادم. تا پارک وی پیاده آمدم و کمی فکر کردم. نباید این همه با آدم ها مخالفت کنم. باید حرف هایشان را بشنوم و درکشان کنم.
+سکوت
+آدم ها رو بفهمم
+لازم نیست آدم ها دنیا را مثل من ببینند
برچسب: نویسنده: دانیال امینی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 15:57
برچسب: نویسنده: دانیال امینی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 15:57
برچسب: نویسنده: دانیال امینی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 15:57
بیماری بابا شدت گرفت و همین چند روز پیش قصه زندگی اش تمام شد. این روزها سخت بودند و هستند. دلتنگم. دوست داشتم نباشم. از خودم و جایی که هستم راضی نیستم. چرا هستم؟
برچسب: نویسنده: دانیال امینی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 15:57